به این سوال میتوان با یک «بله و خیر» واضح پاسخ داد. بله و خیر. همه چیز بستگی به این دارد که در مورد چه نوع عشقی صحبت میکنیم. دانشمندان کشف کردهاند که ۱۴ نوع عشق وجود دارد. یکی از آنها «اروس» است. این نوع عشق باعث میشود دلتان بلرزد و سیلی از اندورفین آزاد شود. وقتی با فرد خاصی که به او جذب شدهاید ملاقات میکنید، این حس را تجربه میکنید. وقتی نگاهتان به هم میافتد، هوا از هیجان به هم میریزد. هر لمسی مانند یک شوک الکتریکی کوچک است که خاطره آن مدتها بعد در ذهنتان باقی میماند. اما این نوع عشق ارتباط کمتری با تصمیمگیری دارد. البته به جز تصمیم برای دیدن هرچه بیشتر آن فرد یا دنبال همنشینی با او 😉
دوستی نزدیک با این شخص، نوع دوم عشق را نشان میدهد: «عشق». این نوع عشق بیشتر شامل یک تصمیم آگاهانه است. در یک دوستی، هر دو نفر انتخاب میکنند که با هم وقت بگذرانند، بستنی، شکلات یا حتی خود زندگی را با هم شریک شوند . آنها با هم ماجراجویی میکنند یا حداقل آنها را در سینما با هم تجربه میکنند. متأسفانه، این دوستیهای عمیق در زمان ما نادر شدهاند. آیا میخواهید بدانید که چه چیزی چنین دوستی را تعریف میکند یا چگونه میتوان آن را توسعه داد؟ میتوانید اینجا اطلاعات کسب کنید .
اما نوع عمیقتری از عشق وجود دارد، نوع عشقی که پایههای آن محکم بر یک تصمیم واحد بنا شده است: یعنی دوست داشتن کامل و فداکارانه دیگری، بدون انتظار چیزی در ازای آن. بله، حتی بیشتر از آن: فدا کردن خود برای او، حتی اگر ضررهایی به همراه داشته باشد. این نوع عشق “آگاپه” نامیده میشود. البته، این دقیقاً نقطه قوت من نیست. اینکه صرفاً کسی را دوست داشته باشم و دائماً روی او سرمایهگذاری کنم، حتی اگر در عوض چیزی دریافت نکنم؟ بیایید صادق باشیم: آیا همه ما انتظار نوعی عمل متقابل نداریم؟ حتی اگر فقط یک “من هم تو را دوست دارم” باشد؟ پس چرا این نوع عشق اصلاً وجود دارد اگر ظاهراً هیچ کس نمیتواند آن را برآورده کند؟ زیرا کسی وجود دارد که این عشق را به تصویر کشیده است. و این شخص راز خود را به ما نشان میدهد، اینکه چگونه ما نیز میتوانیم مانند او عشق بورزیم. در پست وبلاگ ” عشق شخصیتپردازی شده”، درباره این شخص و راز بزرگ پشت آن بیشتر خواهید آموخت.





